رسما یا سیگاری شدم یا دارم میشم.
نمیدونم.
فعلا که دود رو عشق است… کسه خارش
)
سیگار
29 12 2008دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دستهها : زندگی
راهش بندازم
23 11 2008اینجا دوباره میخوام را بندازم.
ماله غورباقه رو دیدم دلم خواست.
دیدگاهها : 2 دیدگاه »
دستهها : 1
11 01 2008
امروز رفتیم برف بازی اما من فقط نیگا کردم و سیگار کشیدم آخه سیگار خیلی میچسبه تو برف خلاصه عالی بود!
تو برف گیر کردیم دهنمان صاف شد تا درش اوردیم(ماشین رو) .
راستی خیلی خوبه، با تو نیستم بابا شاخ نشو :پی .
کیلی کار دارم واااااای
دیدگاهها : ۱ دیدگاه »
دستهها : چیزستان, زندگی
حکایت پشم
27 12 2007ریش نماد غم
ته ریش نماد فشن بازی
شیش تیغ واسه وقتیه که صورتش به ریشات حساسن. (وای مامانم اینا)
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
برچسبها: ریش
دستهها : زندگی
هستم ولی…
6 12 2007هستم ولی خستم…
از کلاس اومدم بد نبود خوش گذشت، بعدش رفتیم اسکورپیون.
چند تا دختر زشتم اونجا آمار میدادند در حد تهوع 
تو کوییک اسمایل بودم که سمیرا رو پیدا کردم البته به توپولیه این نیست 

دیدگاهها : 3 دیدگاه »
دستهها : چیزستان, زندگی
shit!
2 12 2007سجاد مرد 
بقیه زنده ان اما حالشون خوب نیست .
قرار بود منم برم… حیف قسمت نشد 
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دستهها : زندگی
دعوا… دعوا…
1 12 2007با هم دعواشون شده ![]()
نمیدونم باید خوشحال باشم یا نه!!!
پسره ی ذیقی واسه من غیرتی شده

دیدگاهها : ۱ دیدگاه »
دستهها : 1
WeekEnd
1 12 2007آخر هفته خوبی بود ولی حیف که اون نبود…
کجایی؟ داری چی کار میکنی؟ با کی می خوابی؟
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
برچسبها: weekend
دستهها : زندگی
حکایت چکمه
29 11 2007این چکمه ها هم داستانیه بازم زمستون و چکمه های خوشگل!
به قول خدا بیامرز استاد ادبیاتمون:
زمستان آمدو فکر نمد کن نمد را لوله کن (*)… کن
*سانسور
دیدگاهها : ۱ دیدگاه »
برچسبها: نمد, چکمه, زمستون
دستهها : چیزستان, جامعه, زندگی
چیزلاگ
29 11 2007امروز در چیزلاگمان چندتا چیزپست گذاشتیم در جهت شادی روح اموات …

دیدگاهها : ۱ دیدگاه »
برچسبها: چیز
دستهها : چیزستان